آشپزخانه

Monday، November 02، 2009

ریسوتو با کدوحلوایی

ریسوتو یک چیزی ست شبیه برنج چمپای خودمان. یک جور برنج دانه تپل که مخصوص نواحی شمال ایتالیاست و معروف ترین غذای برنجی آنجا محسوب می شود. خاصیت ریسوتو این است که آب زیاد می کشد و لعاب زیاد پس می دهد.
مهم‌ترین کلک خوب درآوردن ریسوتو حسابی تفت دادنش قبل از پختنش و حواس جمع کردن برای کنترل میزان آبش ضمن پخت است. من بعد از یک بار شله درست کردن توانستم ریسوتوی خوبی از آب دربیاورم.



از آن غذاهایی ست که زیاد وقت نمی‌گیرد و خیلی هم مغذی‌ست. چون هرچه دوست داشته باشید می‌توانید به آن اضافه کنید. مثل همین کدو حلوایی که الان فصلش است. من این غذا را از پاسکواله یاد گرفتم. از آنجایی که او گیاه‌خوار است ید طولایی در پخت این جور غذاها دارد.

مواد لازم برای دو نفر

یک فنجان کوچک ریسوتو
یک قاچ کدو حلوایی
یک دانه پیاز کوچک
نمک و فلفل سیاه
روغن زیتون یا کره

کدوحلوایی را ریز ریز خرد می‌کنیم و می‌گذاریم توی قابلمه با یک فنجان آب بپزد.
توی یک تابه پیاز را که ریز خرد کرده‌ایم تفت می‌دهیم و ریسوتو را به آن اضافه می‌کنیم و خوب تاب می‌دهیم. بعد به کدوها که آبشان را کشیده‌اند اضافه می‌کنیم نمک و فلفل سیاه می‌زنیم و یک فنجان آب اضافه می‌کنیم. در ظرف را نیمه می‌گذاریم و هر چند دقیقه یک بار غذا را هم می‌زنیم و اگر لازم بود آب اضافه می‌کنیم.
نوش جان!
بهار


Sunday، October 04، 2009

Funghi Porcini alla Enrico

مواد لازم
قارچ پرچینی
جعفری تازه
پیاز- سیر- نمک و فلفل
میزان مواد همه به دلخواه و سلیقه خودتان بستگی دارد

حتما این قارچ ها را دیده اید. قهوه ای رنگند و کله چتری بزرگی دارند

برای این غذا بهتر است فقط سر قارچ را استفاده کنید. با تنه آن میتوانید در یک وعده دیگر مثلا سس ماکارونی درست کنید.
قارچها را با اسفنج نم دار یا دستمال تمیز کنید. شستن آنها با آب مزه شان را خراب میکند.
قارچها را کف ماهی تابه در دار بچینید و در ماهی تابه را بگذارید و صبر کنید تا قارچها آب بیندازند. دقت کنید كه در تمام مراحل پخت این غذا شعله گاز باید بسیار کم باشد. وقتی قارچها آب انداخت کمی روغن زیتون به آن اضافه کنید. جعفری تازه، پیاز و سیر را ریز خرد کرده و در ماهی تابه بریزید و به مخلوط مواد نمک و فلفل اضافه کنید. بگذارید همه چیز ده دقیقه بر روی شعله ملایم بپزد.

غذا اماده است.
نوش جان!
تلی

Tuesday، September 29، 2009

کدوی بینوایان (Zucchine alla poverella)

من این غذا را از انریکو یاد گرفتم. او از تامارا و تامارا هم از ماری آنتوانت. از ریشه این غذا بیشتر از این نمی دانم. بیشتر مناسب است آنرا در کنار غذای اصلی صرف کرد. کارایی مثل ترشی خودمان را دارد.

مواد لازم
کدو 2-3 عدد متوسط
نعنای تازه 250 گرم
نمک و فلفل و سرکه قرمز (به میزان دلخواه)

کدوها را شسته ورقه ورقه کنید و در روغن سرخ کنید تا طلایی رنگ شوند. سپس روغن اضافه آنها را به کمک کاغذ یا دستمالی بگبربد.


کدوها را در کف یک ظرف در داربچینید. کمی نمک و فلفل بپاشید و روی آنها را با برگهای نعنا بپوشانید و روی مواد سرکه قرمز اضافه کنید. دوباره یک لایه کدو و همه مراحل را تکرار کنید تا آنجا که همه کدوها تمام شوند.

حال درب ظرف را گذاشته و آنرا حداقل چند ساعتی در یخچال نگاه دارید تا سرکه به خورد مواد برود.
نوش جان!
تلی

Sunday، September 20، 2009

ماهی پلو آ لا* سارا یا زیرچین ماهی

دلیل به وجود آمدن این غذا تنبلی بود. نمی‌خواستم یک قابلمه‌ی اضافه‌تر را برای پختن ماهی استفاده کنم. بعد که خوشمان آمد دستورش یادم ماند و هر از گاهی درست کردم. بعد جرأت کردم و برای بهار اینا یک بار درست کردم و بهار تشویقم کرد که این جا بنویسمش.
در مورد ایده‌اش البته باید بگویم که مادرم یک چیز مشابهی در زمان‌های قدیم از دوستان عرب یاد گرفته بود. در آن نسخه از مرغ یا تکه‌های بزرگ گوشت استفاده می‌کرد، همراه با یک نوع ادویه‌ی عربی و پیاز داغ فراوان، ما این را فقط گاهی روزهای تعطیل می‌خوردیم، به عنوان یک غذای خیلی مخصوص :). خلاصه مزه‌اش زیاد ربطی ندارد، فقط تکنیکش شبیه است. از همسرم هم شنیده بودم که خاله‌اش گاهی ماهی را زیر پلو می‌گذاشته، و انگار مادرش هم از او یاد گرفته بوده. من اما هیچ وقت نخوردم و البته باز هم فکر نکنم که ترکیب مزه‌اش به این خیلی شبیه باشد، اما این ایده در ذهنم مانده بود.

ماهی (از هر نوعی می‌تواند باشد، فقط بدون استخوان، مثلا فیله یا استیک) نفری یک تکه حدودا ۱۵۰ تا ۲۰۰ گرمی
برنج قهوه‌ای حداکثر یک پیمانه برای هر نفر
روغن + کره به اندازه‌ای که کف قابلمه را بپوشاند
(تمام ادویه‌های زیر به مقدار دلخواه)
زردچوبه و در صورت تمایل زعفران
تخم گشنیز
زیره‌ی سیاه
ادویه‌ی پلویی یا دارچین
نمک و فلفل

قابلمه‌ای انتخاب کنید که گنجایش تمام مواد را داشته باشد و ماهی‌ها در یک لایه در ته آن جا شوند. اگر نچسب هم باشد، کارتان راحت‌تر خواهد بود. قابلمه را تا دو سوم پر از آب کنید و بگذارید به جوش بیاید. برنج قهوه‌ای مثل شکر قهوه‌ای یا آرد گندم یا نان سبوس‌دار است، سبوس‌های کمتری از آن جدا شده و از نظر غذایی غنی‌تر است و فیبر بیشتری دارد. از نظر مزه هم کمی مزه‌ی بیشتری از خودش دارد و احتیاج به جویدن بیشتری دارد. ما مزه‌ی این غذا را با برنج قهو‌ه‌ای دوست‌تر داریم، اما اگر دوست ندارید یا دسترسی ندارید با همان برنج سفید هم می‌شود. برنج را اگر از قبل بگذارید خیس بخورد کیفیت پلو بهتر می‌شود. وقتی که آب به جوش آمد برنج را به آن اضافه کرده و بگذارید دوباره به جوش بیاید و بپزد. فرق برنج قهوه‌ای در هنگام پخت این است که زمان بیشتری می‌برد، مثلا حدود ۲۰ دقیقه به جای ۵ تا ۱۰ دقیقه‌ای که برای برنج سفید لازم است. قاعده‌ی کلی اما همان است، برنج را وقتی که مغز‌های دانه‌ها دیگر سفت نیستند آب‌کش کنید.

من ماهی یخ زده را وقتی که زیاد است و ممکن است به سختی در ته قابلمه جا شود حتما می‌گذارم یخش باز شود. اگر مثلا خودمان دو نفر باشیم، با همان یخ‌زده هم می‌شود و خوبی‌اش این است که می‌توان در کمتر از یک ساعت بدون آمادگی یا تصمیم قبلی این غذا را درست کرد. خلاصه ماهی‌ها را نمک و فلفل بزنید و قابلمه را دوباره روی گاز بگذارید و روغن و کره‌ را کفش بریزید و بگذارید داغ شود ( اگر روغن زیاد داغ نشود ممکن است ماهی‌ها بچسبند، به خصوص اگر روغن کم استفاده کنیم که سالم‌تر است). زردچوبه و در صورت تمایل زعفران آب کرده را هم در این‌جا اضافه کنید (همم ... فکر کنم اگر زعفران آب کرده اضافه می‌کنید باید قبل از داغ شدن همراه روغن بریزد وگرنه می‌پاشد و خطرناک است) و بعد تکه‌های ماهی را کف قابلمه بچینید. من اگر از ماهی یخ‌زده باشد طرف دیگر ماهی را هم سریع یک تفتی می‌دهم. اگر ماهی‌تان تمام کف را نمی‌پوشاند و ته دیگ برنج ساده دوست ندارید می‌توانید دور و برشان را سیب‌زمینی یا لواش بگذارید. بعد تخم گشنیزها را به اندازه‌ای که دیگر درسته نباشند در هاون بکوبید و روی ماهی بپاشید. مقدار کمی زیره هم بپاشید. اگر ادویه‌ی دیگری با ماهی دوست دارید هم در این‌جا اضافه کنید (من گاهی یک مقدار کاری یا گرام ماسالا می‌زنم). بعد برنج‌های آبکش شده را روی ماهی بریزید و در بین آنها لایه لایه ادویه‌ی پلویی و در صورت علاقه باز هم زیره بپاشید. برنج را به صورت هرم از دیواره‌ی دیگ جدا کنید و سوراخ‌های عمیقی با یک کارد یا دسته‌‌ی قاشق ایجاد کنید تا بخار لای برنج‌ها محبوس نشود. دم کنی بگذارید و بگذارید دم بکشد. خیلی دقت کنید که زیادی نپزد چون ماهی به زمان پخت زیادی نیاز ندارد. اول حرارت را برای حدود ۵ دقیقه زیاد کنید و بعد که بخار زد (در صورتی که لازم دیدید یک مقدار کمی آب روی آن بریزید)‌ و حرارت را کم کنید. در مجموع بیش از نیم ساعت سعی کنید نماند.

موقع کشیدن سعی کنید ماهی‌ها را له نکنید. با ترشی و زیتون خوش‌مزه می‌شود. من دوسری از این غذا عکس گرفتم، که این‌جا می‌گذارم، در سری اول ماهی‌ها حسابی برشته و تقریبا ته دیگ شدند. من سری دوم را استانداردتر می‌دانم، اما بسته به ذائقه‌تان می‌توانید درست کنید.




* à la: یک عبارت فرانسوی است به معنای «به سبک». فکر کنم بهار زیادی تشویقم کرده در مورد این غذا، و در انتخاب اسم دچار خود شیفتگی شدم. «زیر چین» اما کلمه‌ی اختراعی بهار است :)

Monday، August 24، 2009

مرغ ترش


یا آنطور که من در کتاب آشپزی گیلکی خواندم: "مورغ تورش". این کتاب را دو سال پیش که رفته بودیم رشت از کتابفروشی نصرت به همراه کلی محصولات فرهنگی دیگر از کتابفروش نازنین سیبلوی آنجا گرفتم. یک جور خداحافظی فرهنگی بود انگار. رشت که بودیم زیاد ازش خرید می کردم. طوری که ذائقه مرا می شناخت و برایم چیز دندان گیری اگر پیدا می کرد کنار می گذاشت....

مواد لازم برای چهار نفر:

نعناع، گشنیز، جعفری، تره هرکدام یک دسته (منظورم از این دسته های کوچولوست نه دسته های سه کیلویی که تابستان ها مامانها می خریدند)، چند پر شوید و برای حرفه ای ها خوالیواش در صورت دسترسی.

دو تا تخم مرغ

چهار تا سیر یا یک دسته برگ سیر

یک دانه پیاز متوسط

دو قاشق غذاخوری لپه

مرغ آنقدر که دوست دارید

آب نارنج یا آب لیمو یا آب غوره آنقدر که دوست دارید

نمک و فلفل ( من بی زردچوبه نمی توانم سر کنم )


سبزی را ریز خرد می کنیم، پیاز و سیر را هم همینطور. بعد همه شان را باهم در روغن تفت می دهیم و با لپه که بهتر است از قبل بگذاریم خیس بخورد می گذاریم بپزد. ادویه را هم اضافه می کنیم البته. سبزی و لپه که نیم پز شد، مرغ ها را درسته یا خرد شده به خورش اضافه می کنیم و صبر می کنیم تا خورش جا بیفتد. بعد ترشی را به آن اضافه می کنیم و تخم مرغ ها را که قبلا در یک ظرف هم زده ایم آهسته به خورش اضافه می کنیم و می گذاریم یک جوش بزند. با نان یا کته نوش جان کنید.

Thursday، July 23، 2009

خوراک لپه‌ی سبز*



اولین باری که لپه‌ی سبز دیدیم خیلی عجیب بود، مثل دیدن کلاغ سفید یا یک چیزی توی همان مایه‌ها. آقای همسر اصرار داشت که حتما بخریم، بعد ماندیم که با این‌ها چه کنیم. اولین بار در قیمه ریختم که فقط می‌توانم بگویم پیش‌نهاد نمی‌کنم امتحان کنید. خلاصه بقیه‌ی بسته ماند ... تا یکی از آن روزها که دقیقا هیچ چیز تازه در خانه نداشتیم و به سراغ ذخایر مواد خشک رفتیم تا بلکه رفع جوع شود. همان آقای همسر همان اوایل می‌گفت که با این‌ها عدسی(!) بپزیم که بعد از آن پیش‌نهاد قیمه‌اش با برخورد بسیار نامناسب من روبه‌رو شده بود، اما آن روز کذایی بدون این‌که به روی خود بیاورم تقریبا همین کار را کردم. البته الان یادم نمی‌آید که قبلش بود یا بعدش که چیزی مشابه این را در یک رستوران اتیوپیایی امتحان کردیم، اما مطمئنا بعدش بود که مشابه‌اش را در خانه‌ی دوست مراکشی‌ام دیدم. هر کدام از این‌ها یک مقدار به تجربه‌ام در مورد این غذا افزود به هر حال. حالا دیگر معمولا لپه‌ی سبز می‌گیریم و به غیر از هر ازگاهی در آش یا سوپ از همین‌ها درست می‌کنیم با آن‌ها. خلاصه چیز خوب و بسیار ساده‌ای ‌است، امتحان کنید.
البته من در ایران ندیده‌ بودم از این لپه‌ها، مزه‌اش با لپه‌ی معمولی فرق می‌کند و خیلی زودتر (به خصوص نسبت به لپه‌های ایران) له می‌شود.

دستور:
یک پیاز را خرد کنید و با زردچوبه در کمی روغن تفت دهید، می‌توانید بنا بر سلیقه و حوصله کمتر یا بیشتر سرخشان کنید (دوست مراکشی من فکر کنم گفت که در ورژن مراکشی اصلا پیاز هم نمی‌ریزند، قابل توجه تنیل‌ها، می‌شود پیاز خام را هم اضافه کرد به لپه‌ها). برای دو نفر حدود یک و نیم پیمانه لپه یک غذای کامل می‌شود. من در این مرحله لپه‌ها را اضافه می‌کنم و با پیازها یک چرخی می‌دهم، ندادید هم ندادید. بعد آب بریزید و بگذارید بپزد. خلاص.

خودشان له می‌شوند و به صورت پوره در می‌آیند، شل و سفتی‌اش هم دست خودتات است طبیعتا، فقط اواخر کار که احیانا غلیظ شد مراقب باشید ته نگیرد. خوبی این غذا این است که مزه‌ی ساده و نسبتا خنثی‌ای دارد و می‌توان با اضافه‌کردن مزه‌ها و ادویه‌های مختلف در اواخر پخت یا موقع خوردن بهش تنوع داد. مثلا می‌توان به جای/به‌اضافه‌ی پیاز، سیر استفاده کرد. یا انواع ادویه مثل ترکیبی از فلفل تند یا چیلی، کاری، جوز، زیره. معمولا هم با نان می‌خوریم و رویش روغن زیتون می‌ریزم و کمی سرکه یا آب لیمو. گوجه فرنگی و امثالهم هم باشد که دیگر فبها. این که امشب درست کردم و عکسش را گذاشته‌ام نصفش دال سفید است (که یک جورایی مقل ماش پوست کنده است)، معمولا کمی سبز‌تر می‌شود.

* هر گونه ارتباط این پست با سیاست و به خصوص جنبش‌های مشکوک به شدت تکذیب می‌شود.

** این را من، سارا، نوشته‌ام.

Monday، July 20، 2009

پاستای تند و ترش



این پاستا را هم از تلی یاد گرفتم. به خاطر لیمویی که دارد طعمی به کل متفاوت با آنچه تا به حال خورده ام داشت.

مواد لازم برای دو نفر

یک دانه کدوی سبز
یک دانه لیموی درشت
پنیر پارمجان
مغز کاج
یک دانه فلفل قرمز تند (چیلی)
یک قاشق روغن زیتون
پاستا به مقدار لازم
نمک و فلفل سیاه

کدو را رنده می کنیم و توی روغن تفت می دهیم. بعد دانه های مغز کاج را اضافه می کنیم ویک تابی می دهیم و دست آخر هم فلفل را که ریز خرد کرده ایم به مواد اضافه می کنیم. پوست لیمو را رنده ریز می کنیم و می ریزیم توی این مواد. فلفل که قدری سرخ شد، پنیر رنده شده را روی مواد می ریزیم.



پاستا را هم می پزیم، آب کش می کنیم و می ریزیم روی مواد و با هم حسابی مخلوط می کنیم و اگر دوست داشتیم باز روی غذا پنیر می پاشیم.
خوبی این غذا در زود آماده شدنش است. کلا نیم ساعت هم نمی کشد. یعنی تا پاستا بپزد، این سس هم آماده است.
نوش جان.

پیوست:
این مغز کاج است