آشپزخانه

من عاشق بازی کردن با ادویه و طعم ها هستم. وقتی آشپزی می کنم ذهنم مرتب می شود و اعصابم آرام تر. دوست دارم آشپزخانه ام بهترین قسمت خانه باشد. تمیز و مرتب و باسلیقه و البته پر از گل و گیاه و نور. هرغذایی که اختراع کنم یا یاد بگیرم و خوش مزه شود برایتان اینجا تعریف می کنم.

Tuesday، May 13، 2008

ارجاع بدهیم


وب سایتی به اسم گوشت کوب نوشته کته با ماهی دودی را عینا در بخش آشپزیش کپی کرده است. روی عکسی که از غذا گرفته بودم هم یک برچسب گوشت کوب زده و گذاشته بالای سرش. ممنونم از سارا که این خبر را در بخش نظرات پست قبل به من داد. رفتم توی سایت گوشت کوب که برایشان میل بزنم و ماجرا را توضیح بدهم. اما انگار بخش ارتباط با مای سایتشان از کار افتاده. در نتیجه پیغامم را اینجا می گذارم که اگر باز گذارشان به آشپزخانه افتاد آن را ببینند.

مسوول محترم وب سایت گوشت کوب،
سلام
نوشته مربوط به کته با ماهی دودی را که عینا از اینجا نقل کرده اید در سایتتان دیدم. تقاضا می کنم یا به آدرس اصلی نوشته ارجاع دهید یا نوشته را حذف کنید.

با احترام،
بهار

باشد که یادم بماند ارجاع ندادن چه دردناک است.

Saturday، April 19، 2008

آش ماست سریع السیر


دو-سه هفته پیش سانلی و من هر دو مریض شده بودیم و از اشتها افتاده بودیم. دکتر به جفتان تذکر داده بود که میوه و سبزی زیاد بخوریم. یاد آش ماست های آباجی(مامان بزرگ پدریم) افتادم. فکر کردم یک نسخه سریع السیر از این آش برای جفتمان خوب خواهد بود. یادم می آید آباجی که آش ماست درست می کرد، موقع ریخت آش در کاسه ماست، موچ می کشید و معتقد بود که اینطوری ماست نمی برد. بعدا در کتابی درباره تاریخ معاصر که از نیما قرض گرفته بودم، خواندم که این کار در گذشته مرسوم بوده و حتی در سالهای قحطی و وبا مردم از آوردن اسم وبا پرهیز می کردند و به جایش موچ می کشیدند.


مواد لازم برای دو نفر:


نصف کنسرو نخود

یک مشت بلغور یا برنج

یک دسته گشنیز

یک دسته جعفری

یک دسته اسفناج

اگر ماست پرجرب یا چکیده دارید، یک فنجان کافی است. اگر ماست معمولی دارید، یک کاسه سوپ خوری

یک قاشق نعناع خشک

یک نوک قاشق دارچین

نمک و فلفل سیاه و زردچوبه هرچه قدر دوست دارید.

دو قاشق غذاخوری روغن


هیچی، سبزی ها را می شوییم و خرد می کنیم، نخود و نمک و فلفل و برنج یا بلغور را با سه لیوان آب جوشیده می ریزیم توی قابلمه، برنج یا بلغور که پخت، سبزی ها را می ریزیم رویش، در قابلمه را دیگر نمی گذاریم چون رنگ سبزی ها سیاه می شود. می گذاریم پنج دقیقه جوش بخورد، بعد قابلمه را از روی اجاق برمی داریم. چون قرار است آش را با ماست قاطی کنیم، نباید خیلی آبکی باشد.

توی کاسه ای که می خواهیم آش بکشیم، ماست را با نمک حسابی هم می زنیم تا یکنواخت شود. بعد چند ملاقه از آش را می ریزیم توی ماست، حسابی هم می زنیم تا یک دست شود، بعد دوباره چند قاشق دیگر آش و این داستان را تا انتها تکرار می کنیم.

روغن را داغ می کنیم و نعناع خشک و زردچوبه را می ریزیم توی روغن و بلافاصله زیر تابه را خاموش می کنیم که نعناع نسوزد. با نعناع و دارچین روی آش را تزیین می کنیم.


پیشنهاد: اگر آب قلم دارید، آش را با آن درست کنید. می توانید آش را با گوشت قلقلی هم درست کنید.

Monday، March 24، 2008

کته با ماهی دودی


بسته های ماهی دودی این دور و بر خیلی زیاد توی سوپرمارکت ها دیده می شود. به نظرم کته با ماهی دودی هم خیلی ساده و آسان است و هم خیلی خوشمزه.

مواد لازم برای دو نفر:
دو فنجان برنج
یک قاشق غذاخوری شوید خشک
شش هفت حبه سیر ریز خرد شده
نمک و فلفل و زردچوبه
یک قاشق چایخوری زیره

برنج را حدود نیم ساعت می گذاریم در آب خیس بخورد. بعد مواد بالا را به آن اضافه می کنیم و با یک بند انگشت آب می گذاریم با حرارت ملایم بپزد. وقتی آب برنج تمام شد، ماهی دودی را می گذاریم روی برنج و در قابلمه را می بندیم تا عطر برنج و ماهی دودی با هم مخلوط شود و برنج دم بکشد.
نوش جان.

Sunday، February 24، 2008

سر گنجشکی


من از بچگی عاشق این خوراک بودم. فکر می کنم اولین بار آن را در خانه مادربزرگ مادریم تجربه کرده ام یا دست کم اینطور به یادم مانده. مادربزرگ مادری من روزگاری آشپز زبردستی بود. از آنها که بوی نهارش را از کوچه می شد دنبال کرد. اما این سالهای اخیر حتی برای پختن ساده ترین غذاها هم حوصله ندارد. خانه قدیمی مامان جون اما در ذهن من هم چنان سرشار از آفتاب ظهر تابستانی است و سفره ای که بر آن باقالی پلو و خوراک ماهیچه و سبزی خوردن و پیاز سفید چهارقاچ چیده شده. صدای چهچه قناری های پدربزرگم در اتاق پیچیده و با صدای گویندگان زن و مرد رادیو که مشغول خواندن اخبار طولانی ساعت دو ظهر رادیو هستند، در هم آمیخته....

مواد لازم برای دو نفر

دویست گرم گوشت چرخ کرده
یک دانه پیاز متوسط
دو تا سیب زمینی متوسط
نمک، فلفل، زردچوبه
یک لیوان آب گوجه یا دو قاشق رب
اگر دوست داشتید یک نوک قاشق نعناع خشک

پیاز را توی گوشت چرخ کرده رنده می کنیم، نمک و فلفل و زردچوبه را اضافه می کنیم و خوب گوشت را ورز می دهیم و گوشت قلقلی درست می کنیم.
سیب زمینی ها را به قطعات کوچک خرد می کنیم و قدری تفت می دهیم. بعد گوشت های قلقلی را تفت می دهیم. سیب زمینی، نمک و آب یا رب گوجه را اضافه می کنیم و می گذاریم با حرارت کم بپزند. این غذا تقریبا آبکی ولی در عین حال غلیظ است. می توانید غلظت آن را بسته به میل خودتان با مقدار آبی* که اضافه می کنید تنظیم کنید. اما بهتر این است که حین پخت غذا آب به آن اضافه نکنید تا طعم آن از بین نرود.
اگر دوست داشتید، قبل از برداشتن قابلمه از روی اجاق، نعناع خشک را اضافه کنید. این ابتکار مامان است و البته خوشمزه.

* به هر غذایی که آب می خواهید اضافه کنید، آب جوشیده سرد اضافه کنید. تاثیر کمتری در از بین رفتن طعم غذا دارد.

Sunday، December 16، 2007

شله زرد


هفته پیش شام مهمان داشتیم. برنج خیس کردم که کته درست کنم. موقع بارگذاشتن کته به نظرم آمد همه برنج خیلی زیاد می شود. این بود که یکی دو فنجانش را گذاشتم همینجور توی آب بماند برای اینکه یک شب دیگر برنج بپزم. اما از آنجایی که ما هفته ای، دو هفته ای یک بار برنج می خوریم؛ برنج دو سه روز توی آب ماند. من هم تصمیم گرفتم بگذارمش جای خنک و آخر هفته شله زردش کنم. آب برنج را دو سه شب یک بار عوض کردم و دی روز صبح زنگ زدم از مامان پرسیدم شله زرد چه طوری درست می کنند و حالا که کله سحر روز یک شنبه است دارم شله زرد درست می کنم. احساس نذری بهم دست داده. توی تاریکی هوا، همه کس خواب، من توی آشپزخانه و مشغول شله زرد درست کردن. دی شب خیلی خیلی بد خوابیدم. به نظرم تب دارم. تا دم صبح لرز داشتم و سردرد و بدن درد. آخرش دیدم در رختخواب ماندن فایده ندارد. آمدم توی آشپزخانه و لپ تاپ را هم آوردم. یک قوری چای دم کردم و شله زرد را بار گذاشتم. حالا آماده که شد عکسش را هم می گذارم.
قبل از هرچیز دو تا نکته بگویم.
نکته بدیهی: برنج را که فقط در آب خیس می کنیم. نمک بی نمک!
نکته غیربدیهی: شله زرد خیلی ساده است و زمان پختش هم حدود نیم ساعت است. به شرطی که برنجتان را مثل من یک هفته گذاشته باشید خیس خورده باشد.

مواد لازم:
یک فنجان برنج
یک لیوان شکر
یک قاشق چای خوری زعفران
نصف استکان گلاب
یک قاشق چایخوری دارچین
اگر داشتید، یک قاشق غذاخوری خلال پسته و بادام

بعد از اینکه برنج را گذاشتید یک هفته ای خیس خورد( اگر هوای سرد است دو شب یک بار و اگر برنج را جای گرم گذاشته اید هر شب آبش را عوض کنید) یک قابلمه به نسبت بزرگ برمی دارید، برنج را با آب فراوان می ریزید تویش و می گذارید با حرارت ملایم روی شعله گاز بجوشد. هرازگاهی هم برنج را هم می زنید. این قصه نیم ساعتی طول دارد. به طور همزمان یک قابلمه کوچک را تا نیمه آب می کنیم و شکر را می ریزیم تویش و شیره را می گذاریم با حرارت ملایم جوش بخورد. برنج که آبش را تقریبا کشید و حسابی دانه هایش خرد شد، شیره را می ریزیم رویش، زعفران و گلاب را می ریزیم رویش و می گذاریم باز آبش کشیده شود. من درالان در این مرحله ام . هوای بیرون گرگ و میش است و بوی شله زرد آشپزخانه را برداشته...
بعد که شله زرد قدری سفت شد، زیر قابلمه را خاموش می کنیم، یک دم کنی می کشیم روی درش و می گذاریم روی قابلمه. اینطوری بخار شله زرد هم جذب می شود و شله زرد قالبی و یک تکه می شود. همین.
عکسش را آماده که شد می گذارم.

پی نوشت:
این هم عکس. من خلال بادام و پسته نداشتم، به پیشنهاد سانلی گردو ریختیم روی شله زردمان. خوشمزه شد.

Tuesday، December 11، 2007

پاستا با نخود


یک شب با سانلی و پاسکواله رفتیم به شهری در نزدیکی پیزا به اسم لوکّا. شب موقع برگشتن از کنار پارک قشنگ کوچکی رد شدیم که تاب و چرخ و فلک داشت. من که سالها بود تاب بازی نکرده بودم، از خلوتی پارک سو استفاده کردم و سوار یکی از تابهای بچگانه شدم. پاسکواله سوار چرخ و فلک شد و سانلی به مزمت هر دوی ما مشغول. قدری که گذشت پاسکواله وسوسه ام کرد که چرخ و فلک را هم امتحان کنم. حسی در درونم می گفـت سرگیجه وحشتناکی خواهی گرفت. برحذر باش! بی توجه به حس درون و گوشزدهای سانلی پریدم روی چرخ و فلک و...تا عمر دارم آن لحظات را فراموش نمی کنم. همین حالا هم که دارم این چند خط را می نویسم گیج گاهم گروپ گروپ می کوبد! القصه وقتی با حال خراب از زمین بازی بیرون آمدم چشمم خورد به تابلویی که در آن هشدار داده شده بود بزرگسالانی که با این وسایل بازی کنند پنجاه یورو جریمه می شوند. شانس آوردیم که کسی ما را ضمن سواستفاده از تاب و چرخ و فلک دستگیر نکرده بود وگرنه گل بود به سبزه هم آراسته می شد!
اینها به کنار؛ آن شب پاسکواله غذای ساده و بسیار راحتی درست کرد که می خواهم دستورش را (با اندکی تغییر) اینجا بنویسم.

مواد لازم:
پاستای گوش فیلی کوچک
نخود پخته شده (کنسرو نخود) و کنسرو ذرت شیرین
یک دانه پیاز درشت و دو سه حبه سیر
آب یا رب گوجه فرنگی
نمک و فلفل سیاه و فرمز، کاری و زردچوبه
یک قاشق غذاخوری روغن زیتون

پختن پاستا به کنار؛ توی تابه روغن می ریزیم و پیاز را که ریز خرد کرده ایم تفت می دهیم. بعد سیر خرد شده را اضافه می کنم و ادویه می زنیم. حالا نخود و ذرت و آب یا رب گوجه را اضافه می کنیم و در تابه را می گذاریم و حرارت اجاق را کم می کنیم تا طعم مواد با هم قاطی شود.
پاستا که پخت، می ریزیم توی صافی تا آبش کشیده شود بعد با این مواد مخلوط می کنیم و می گذاریم سر سفره. نوش جان.

Tuesday، November 13، 2007

پاستا با فلفل قرمز و بروکلی


بهترین نوع پاستا برای این غذا از پاستای با شکل کلاه است. بسیار خوشمزه و ساده است.

مواد لازم برای دو نفر:

نصف بسته پاستای کلاهی
یک دانه فلفل قرمز شیرین
یک دانه کلم بروکلی کوچک
دو قاشق غذاخوری پستو
یک قاشق چایخوری روغن زیتون
نمک و فلفل سیاه هرچقدر که می پسندید

هیچی، آب را می گذاریم جوش بیاید. در عین حال فلفل قرمز را ریز خرد می کنیم و قدری در روغن زیتون تفت می دهیم. آب که جوش آمد، پاستا را می ریزیم توی آب و صبر می کنیم تا پاستا نیم پز شود. حالا کلم بروکلی هایی که به قطعات کوچک خرد کردیم توی آب پاستا می ریزیم. دو دقیقه بیشتر صبر نمی کنیم. چون هم پاستا بیش از حد نرم می شود و هم بروکلی ها له می شوند. سریع پاستا و بروکلی ها را در آب کش خالی می کنیم. قدری تکان می دهیم تا آبش برود. بعد آنها را برمی گردانیم توی قابلمه، فلفل قرمز ها را می ریزیم رویش دو قاشق پستو می زنیم و قدری نمک و فلفل سیاه و مواد را با هم مخلوط می کنیم.