April 19, 2006

دال عدس

نمی دانم دال عدس واقعاً چه معنی ای دارد. یادم هست کوچک که بودم، مامان و بابای من یک دوست خانوادگی داشتند که جنوبی بودند و من و مامانم کلی غذای جنوبی ازشان یاد گرفتیم که یکی شان هم همین دال عدس بود.

این غذا را با دال عدس که در تهران به عدس قرمز معروف است، می پزند و همه جا پیدا می شود. در ایران در هر بقالی ای و اینجا در مغازه ترک ها. شکل آن شبیه عدس معمولی است اما رنگ اش نارنجی است.

مواد لازم برای دو نفر:

سیب زمینی : یک دانه متوسط

سیر : بسته به ذائقه تان چهار- پنج حبه، دوست داشتید؛ بیشتر

عدس قرمز : یک لیوان لبالب

رب یا آب گوجه فرنگی: یک قاشق غذاخوری

زردچوبه و نمک : هرچقدر که خواستید

فلفل قرمز : فراوان

عدس قرمز در ایران معمولاً سنگ دارد و من برای تمیز کردنش از روش ریگ شور استفاده می کردم. معنی ریگ شور کردن را هم درست نمی فهمم. اولین معنی ای که به ذهن آدم متبادر می شود این است که چیزی را با ریگ بشوری! اما در واقع کاری که می کنیم این است که چیزی را که می خواهیم تمیز کنیم، می ریزیم در یک کاسه و رویش آب می ریزیم. بعد یک کاسه دیگر برمی داریم و محتوای کاسه را در کاسه دوم خالی می کنیم. به این ترتیب، ریگ ها که سنگین تراز عدس قرمزها هستند ته کاسه اول باقی می مانند. این کار را آنقدر ادامه می دهیم تا مطمئن شویم همه ریگ ها ته یکی از کاسه هاست و همه عدس قرمز ها ته آن دیگری.

خلاصه، اول عدس ها را تمیز می کنیم و می شوریم. سیر را ریز ریز می کنیم و در همان قابلمه ای که می خواهیم غذا را درست کنیم، تفت می دهیم. کمی که سرخ شد، نمک و زردچوبه و فلفل قرمز را اضافه می کنیم. بعد عدس قرمزها را می ریزیم داخل قابله و قدری تاب می دهیم. سیب زمینی ها را هم هرجور که دوست داریم خرد می کنیم و می ریزیم در قابلمه. رب را هم اضافه می کنیم. محتوای قابلمه را قدری تفت می دهیم و بعد آب اضافه می کنیم و در قابلمه را می گذاریم تا بپزد که معمولاً یک ربع بیشتر طول نمی کشد. من عطر و طعم این غذا را خیلی دوست دارم. مخصوصاً وقتی حسابی تند باشد. مامان سانلی می گذارد آب دال عدس کشیده شود و آن را مثل خورش کنار برنج می گذارد. اما من همینطور تکی اش را دوست تر دارم. شما هم امتحان کنید.