June 11, 2006

سالاد دریاچه

آدم که تمام وقت غذای آماده بخورد، معلوم است که آشپزخانه اش تارعنکبوت می بندد. راستش، یکی از کنج های آشپزخانه واقعی ام هم کارتنک بسته است! امروز با سانلی و نازلی و فرانس رفتیم یک دریاچه خوب مصنوعی در اوترخت. گویا هر شهری برای خودش دریاچه ای دارد. دریاچه اوترخت را پنجاه سال پیش درست کرده اند. فکری ام که این ملت استاد نگهداری از اکوسیستم هستند. آخر یا دریاچه خشک می کنند، یا دریاچه می سازند! خب هر دوی اینها روی اکوسیستم تاثیر می گذارد. تازگی ها با جنگل های دست سازشان هم آشنا شده ام که آن هم برای خودش حکایتی دارد....یادم هست انسخده هم که بودیم، دریاچه مصنوعی قشنگ اش را دیدیم. زمستان بود و سطح آب دریاچه یخ زده بود. امروز که در آب دریاچه اوترخت شنا می کردم، با خودم فکر می کردم؛ بهار خانم داری در آبی شنا می کنی که چهار ماه پیش یخ زده بود ها! خیلی کیف داشت. شنا که می کردی، مرغابی ها با جوجه هایشان از کنارت رد می شدند. ماهی ها را می توانستی کف آب ببینی. خنکای آب و داغی آفتاب را همزمان روی پوستت حس می کردی و فارغ از مزاحمت سوت انتظامات می توانستی تا هرکجایی که دلت می خواست شنا کنی....حس خوبی بود.
با نازلی قرار گذاشته بودیم، غذا را من درست کنم." چی درست کنم"، "چی درست کنم" ها را حواله خرید آخر هفته و قوه ابتکارم کردم و نتیجه اش این شد:

مواد لازم:

سیب زمینی پخته شده رنده شده: چهارتا دانه درشت
کنسرو ماهی : یک دانه
جعفری و پیازچه خرد شده: روی هم به اندازه یک پیش دستی
آب لیمو ترش: یک استکان
هویج : دو تا دانه کوچک که باید رنده کنید
نمک وفلفل سیاه و نوت موسکات- برای آنها که می شناسندش و به آن دسترسی دارند- و کاری: هرچقدر که دوست دارید
سس مایونز: هرچقدر که دوست دارید

هیچی دیگر، همه اینها را باهم قاطی کنید، می شود چیزی که ما امروز نهار خوردیم و خیلی خوشمان آمد. من دوست داشتم ذرت پخته هم به این سالاد اضافه می کردم اما دم دست نداشتم، خواستید، اضافه کنید. فکر می کنم خوشمزه تر می شود والبته مقوی تر