January 14, 2007

همیشه شعبون، این دفعه رمضون

سلام
بابت اینهمه روز خاک خوردن آشپزخانه شرمنده ام. یک باری آمدم و نوشتم این روزها دل و دماغ آشپزی ندارم، اما دستم نرفت چاپش کنم. اما خب حالا دوباره آمدم با یک دنیا ذوق و شوق برای آشپزی.

راستش را بخواهید، دی روز رفتم از ماهی فروشی هشت پا خریدم. تا دی روز از سوپرمارکت بسته های کوکتل جانورهای دریایی آماده می خریدم. بار اول به نظرم خوشمزه آمد. اما از بار دوم، به خودم گفتم؛ مگر می شود اینهمه جانور مختلف دریایی که همه در یک بسته جا شده اند، همگی یک مزه بدهند؟ مدتی بعد به این نتیجه رسیدم که اصولا غذاهای سوپرمارکتی همه شان یک مزه دارند. برای همین تصمیم گرفتیم گوشت و مرغ را از قصابی، ماهی را از ماهی فروشی، نان را از نانوایی، پنیر را از پنیر فروشی و میوه و سبزی را از مغازه ترک ها یا بازار باز بخریم. در نتیجه، من دی روز رفتم ماهی فروشی و نیم کیلو هشت پا خریدم. از آنجایی که نمی دانستم چطوری تمیزشان کنم، از ماهی فروش خواستم خودش زحمتشان را بکشد. کمی بعد با یک کیسه هشت پای تمیز شده آمدم خانه.
شب هشت پاها را شستم، از گلدان سبزی ها چند تا شاخه کوچک رزماری چیدم، ریز ریز کردم؛ دو حبه سیر را هم ریز ریز کردم و با مقدرای دانه فلفل و نمک قاطی کردم. پوست و آب یک لیموترش را هم به این معجون اضافه کردم. بوی خوب و اشتها آوری داشت.
امروز، کره آب کردم، هشت پاها را در آوردم و توی کره انداختم و گذاشتم بپزد. دست آخر هم یک ذره زردچوبه و زیره ریختم رویش.
طعمش بد نبود اما بسیار متفاوت از هشت پاهایی بود که تا حالا خورده بودم. قدری هم تلخ بود.
من نمی دانم هشت پا را چطور می شود بهتر پخت و دلیل اندک طعم تلخی خوراک من چه بوده است. می شود لطفا شما مرا راهنمایی کنید؟