Sunday، June 12، 2011

سوپ سبز

من این سوپ رو در درجه اول به خاطر رنگش دوست دارم. در درجه دوم به‌ خاطر گیاهی بودن بدیهیش. بعد از چند روز گوشت خوردن حسابی از خوردنش شنگول می‌شم. سوپ رو اولین بار خونه تلی خوردم که اونم از یکی دیگه یاد گرفته بود. یه کم با مزه‌هاش بازی کردم و این مدلیه که من درست می‌کنم.


بشقاب ته‌گود ندارم. این دوتا بشقاب پاستا نقش سو‌پ‌خوری رو هم بازی می‌کنن. شما به‌دل نگیرین.

موادلازم برای دو نفر و نصفی:
یه دونه سیب‌زمینی درشت
یه دونه پیاز درشت
یه دونه کدو
یه نوک چاقو زنجبیل
چند برگ باسیلیکوم یا نعناع
صد گرم اسفناج
نمک و فلفل
پنیر ماسکارپونه یا خامه

ساده‌تر از این نمی‌تونین تصور کنین: پوست گرفتنی‌ها رو پوست می‌گیریم. همه مواد رو درشت خرد می‌کنیم. برگ‌های باسیلیکوم یا نعناع و زنجبیل(تازه اگه دم دست هست ریز خرد کنین) و نمک و فلفل و به یه لیوان آب می‌ریزیم تو قابلمه و می‌گذاریم یه ربع بپزه. بعدم با مخلوط کن سوپ رو له می‌کنیم. موقع صرف با ماسکارپونه یا خامه می‌خوریم و به گیاه‌خوردن خودمون می‌بالیم!

4 نظر:

رویا گفت...

باسیلیکوم همون ریحونه؟ خیلی به نظر این سوپه وسوسه‌انگیز میاد.

بهار گفت...

همون نیست ولی شبیهشه. مزه و عطرش تند تره.

ماری گفت...

سلام بهار جان این سایت رو امروز دریافت کردم خیلی جاله یاد آور خاطرات گذشته است و جالب اینکه خیلی از شعر های کودکانه که ما اون موقع ها توی مهد کودک بودیم برای بچه ها میخوندیم گفتم شاید جالب باشه برای سولین بخونید و یا بگذارید گوش کنه براتون میفرستم

http://www.soundsofmychildhood.com/posts?order_by=plays&show=songs

بهار گفت...

ماری عزیز ممنون از لطفت. از شنیدن شعر توی ده شلمرود کلی لذت بردم :-) و تو فیس‌‌بوکم به اشتراک گذاشتمش.