April 16, 2012

کوکو‌سیب‌زمینی با اسپک

بلکی اینو قبلا‌هم اینجا نوشته باشم. ولی خب یه فرق بزرگش اینه که اینو تو آشپزخونه تازه درست کردم!
راستش امروز ظهر تو شیش و بش این که نهار چی درست کنم دیدم ای دل غافل سیب‌زمینی‌هام داره جوونه می‌زنه. اول فکر کردم کوکو سیب‌زمینی درست کنم. بعد به خودم گفتم خب این که خیلی ساده است. در یخچال و کمد ادویه رو باز کردم و هرچیزی که به نظرم می‌اومد کوکوی ساده‌ی منو خوب خال‌خالی می‌کنه از نظر گذروندم. اسپک و سبزی خشک و پیاز سرخ‌شده خشک رو کشیدم از توی قفسه‌ها بیرون و دست به‌کار شدم.



مواد لازم برای چهار نفر:








سیب‌زمینی له‌شده با اسپک و پیازسرخ خشک‌شده، جعفری و نعناع و شنبلیله خشک و نمک و زردچوبه و فلفل‌قرمز و یه نوک قاشق کره

سیب‌زمینی هفت هشت ده تا (بستگی به اینکه ریز باشن یا درشت)
یک قاشق غذاخوری پیازسرخ‌شده‌ی خشک
زردچوبه و نمک و فلفل قرمز و دارچین هرچقدر صلاح می‌دونین
نوک قاشق چایخوری شنبلیله خشک، یه قاشق چایخوری نعناع خشک، نصف قاشق چایخوری جعفری خشک
سه‌تا تخم مرغ
نوک قاشق غذاخوری کره
سه چهار قاشق غذاخوری روغن زیتون برای سرخ کردن توی فر (برای تو تابه قطعا بیشتر اما من نمی‌دونم چقدر، خودتون بهتر می‌دونین)
صدگرم هم اسپک دودی ریز خرد شده.


توی یه قابلمه بزرگ آب می‌ذارم بجوشه، تا آب جوش بیاد سیب‌زمینی‌ها رو می‌شورم و پوست می‌گیرم و چهارقاچ می‌کنم که زود بپزه. آب که جوشید، یکی دو قاشق چایخوری نمک می‌پاشم روش و سیب‌زمینی‌ها رو می‌رزم توش. صبر می‌کنم تا خوب بپزه. وقتی خوب پخت، آب قابلمه رو خالی می‌کنم، سیب زمینی ها رو با پشت چنگال له می‌کنم. کره و سبزی خشک‌ها و پیاز خشک و ادویه و اسپک رو بهش اضافه می‌کنم و با سه تا تخم مرغی که توش شکستم همه رو خوب هم می‌زنم که یه مخلوط به نسبت شل و ولی از آب دربیاد. 
یادم باشه اندر مزایای اجاق القایی بعد یه گوشه‌ای بنویسم! 
بعد کف تابه فر روغن می‌ریزم و قاشق قاشق از تو مخلوط برمی‌دارم می‌چینم کف سینی. من خیلی اهل خوشگل و شکیل درآوردن فرم کوکوها نیستم شما رو نمی‌دونم.
همین دیگه. این ور و اون ور کوکو ها رو سرخ کردم و با سالاد زدیم بر بدن. خوشمزه شده بود.


12 comments:

  1. Anonymous9:58 AM

    ma ham taqreban hamcho yak cheze mepazeem ke namash ast pa kawra

    ba een tafawot ke kachalo ya seeb zameni ra khaam randa mekoneem wa yak meqdar arde nakhod ham elawa mekoneem wa man aksaran noosh peyaz ya peyazcha ra ham randa karda ba aan elawa mekonam beshtar awqat baraye eftari amada mekonam

    tareq

    ReplyDelete
  2. سلام خانمی خوبی ؟ من که تازه داشتم بهتون وابسته میشدم کجا رفتی دختر ؟ تو این غربت با حضور تو کارای سولین قشنگم کلی انرژی میگرفتم

    ReplyDelete
  3. سلام

    تصمیم‌گرفتیم وبلاگ سولین رو خصوصی کنیم.
    متاسفم اگه تو ذوقتون خورده.

    ReplyDelete
  4. Anonymous7:29 PM

    سلام بهار عزیز
    بچه جات نمیتونم برم چرا؟؟؟؟

    ReplyDelete
  5. Anonymous10:00 PM

    وااااای نه بهار جان اخه چرا خصوصی؟حاضرنیستین هیچ توضیحی بدین!
    من چن ساله نوشته هاتونو میخونم اول باغنامه حالام بچه جات نه واقعا ناراحتم میکنین

    ReplyDelete
  6. ناشناس عزیز

    شما که از نوشتن اسم خودتون حذر دارین چطور توقع جواب سین‌جیم‌‌تون رو دارین؟

    به‌هر حال ترجیح دادیم حالا که سولین بزرگ شده و برای خودش داره صاحب شخصیتی می‌شه، بگذاریم خودش تصمیم بگیره دوست داره کسانی که اصلا او نمی‌شناستشون درمورد خصوصی‌ترین جزئیات زندگی‌ش بدونن یا نه.

    با احترام

    بهار

    ReplyDelete
  7. سلام من اومدم که بنویسم چرا نمی شه سایت سولین رو دید که نوشته های بالا رو خوندم و جوابم رو گرفتم به هر حال به تصمیمتون احترام می گذارم امیدوارم همیشه در کنار هم خوش و خرم باشید دختر من هم همسن سولین شماست من از دوران حاملگی وبلاگ شماو بعد هم سولین رو تعقیب می کردم اسمم فرزانه است و دخترم هم بهار ما ساکن ترکیه هستیم اگر روزی اومدین ترکیه مهمون ما هم باشید خوشحال می شیم ادرس گوگل من:
    faranehe@gmail.com
    راستش جالب قضیه اینه که سولین شما و بهار من دقیقا تو یه روز به دنبا اومدن خوش باشید .

    ReplyDelete
  8. سلام فرزانه جان
    می‌دونی از این جالب‌تر چیه؟
    اسم مامان من فرزانه است. اسم خودم بهار :-)

    ممنون از لطف عزیزجان. یادم می‌مونه اگه ترکیه آمدنی شدیم بهت خبر بدم.

    شاد و سلامت باشی
    بهار

    ReplyDelete
  9. سلام
    ببخشید من روی وبلاگ سولین الان کامنت گذاشتم و بعدش اومدمم کامنتهای اینجا را دیدم. به تصمیمتون احترام میذارم. خلاصه ببخشید نمیدونستم جریان را.
    فقط ای کاش باز توی باغ نامه و آشپزخونه هم بنویسید. من وبلاگهاتون و طرز نوشتن و نگاهتون را خیلی دوست داشتم.
    امیدوارم هر جا هستید در کنار هم سالم و شاد باشید.
    مریم

    ReplyDelete
  10. Anonymous2:14 PM

    سلام
    بهار خیلی خیلی عزیز
    خوب هستین؟سولین کوچولو چطورن؟
    دلم خیلی خیلی برای خودتون و نوشته هاتون تنگه همچنین برای سولینک
    سرتون خیلی شلوغه؟
    چرا دیگه نمینویسین؟ خدای نکرده اتفاق بدی که نیفتاده؟!
    من خیلی از نوشته هاتون در باغنامه باغنما بچه جات لذت میبردم و خیلی چیزا یاد میگرفتم
    لطفا ما رو از نوشته هاتون بی بهره نذارین
    حال و هوا قلم و نوع نگاه خاص و از نظر من بسیار دوست داشتنی ای دارین

    راستی فیس بوک نیستین؟
    با تشکرات فراوان
    افسون

    ReplyDelete
  11. solinesworld.blogspot.com
    افسون عزیز

    ممنون از لطفتون. بعد از مدتی سکوت در لینک بالا می نویسم.

    با احترام
    بهار

    ReplyDelete
  12. Anonymous8:06 PM

    سلام بهار جان
    چرا انگلیسی مینویسی؟چرا زبان مادری نه؟
    افسون

    ReplyDelete