December 2, 2013

پلو میگو

از میکل آنژ نقل قول می کنن (به مضمون) که من تصویر مجسمه رو توی سنگ می بینم و فقط دورش رو می تراشم. من هرچی می گردم بهتر از این نمی تونم حسم رو وقتی از مغازه مواد غذایی می خرم بیان کنم. مثلا وقتی شنبه چشمم به میگوهای توی سیر و سبزی خوابیده افتاد و جلوتر این فلفل ها رو دیدم، یاد ساقه های لیمو و زنجبیل توی آشپزخونه ام افتادم و  تو خیالم غذایی که باهاشون قرار بود بپزم تصور کردم. غذایی که شبیه هیچ غذای توی کتاب آشپزی نیست و شبیه همه غذاهای تخیلی ه.


چی توش ریختی؟( برای سه نفر):

  • دو تا ساقه علف لیمو
  • یک تکه کوچولو زنجبیل
  • یه دونه پیاز درشت
  • چهار تا هویج متوسط
  • دو تا ساقه کرفس
  • میگوی توی روغن زیتون و سیر و سبزی خوابیده
  • سه فنجون قهوه برنج
  • سیب زمینی برای ته دیگ
  • دوتا فلفل سبز 
  • ادویه: کاری، زیره ی سبز، زردچوبه، هل ساییده، نمک
  • روغن زیتون
چی کارشون کردی؟

برنج رو آماده ی چلوکش کردم. تو این میون میگوها رو با همو سسی که توش خوابیده بودن گذاشتم تو فر.



کف یه تابه روغن ریختم و وقتی داغ شد کاری و زیره سبز و زردچوبه رو ریختم تو روغن. بعد علف لیمو ها رو درشت بریدم و زنجبیل رو ریز خرد کردم و تو این روغن تاب دادم. پیاز و هویج رو هم خرد کردم و بهشون اضافه کردم. همینطور ساقه های کرفس رو و حسابی تابشون دادم. دست آخر هم هل رو اضاف کردم.



برنج رو که آبکش کردم، از این مخلوط سبزیجات و میگو لای برنج گذاشم (دو تا لایه) و سر آخر  هم فلفل ها رو بدون اینکه سر و دمشون رو بچینم چیدم روش ( اگه می خواستم غذا رو تند کنم بهتر بود که ته و سر فلفل ها رو بچینم). تا برنج دم بکشه بو کشیدم و لذت بردم. بعدم که حاضر شد انگار رویایی بود که تعبیر شد :)